Wednesday, October 24, 2007

تا ندانند رقیبان



دل و جانم به
... تو مشغول و
: پ ن 1
من هیچکدام از این
سه نفر نیستم
من صرفا عکاسم

Sunday, October 14, 2007

!میدانم چه باید بکنم


شمیم عطر کیست؟
.دیر روزگاریست که می آید
اما می آید؟
یا رفت و ...؟
اما من ! ؟ باید به انتظار بنشینم یا خاطره اش کنم؟
، آه! میدانم که
( بوییدنش ( به شهادت آن شاعر اطواری
!لا جرم است

Monday, October 1, 2007

باد خزان وزان شد

به بهانه
خوش آمد گویی به پاییز
، همش مال شما
تقدیم با احترام
یعقوب

Saturday, September 29, 2007

انتهایش


خواب دیده ام خانه ای ساخته ام
ابتدایش از یک لنگه درب خاطره بود و انتهایش را
!ای وای
.ندیدم

Monday, September 10, 2007

برای دوستم حسین





....فکر کنم این دفعه دیگه تقصیر ستونها نیست
!!آخه بین پنج و شش جای خوبی واسه بنای خونه نبود
مگه نه؟

Thursday, September 6, 2007