Saturday, November 22, 2008

..رسم سرای


،هی وارون وارون وارونه
،روزگار دورون دورونه

Thursday, November 6, 2008

چشم سیاه




خبر داری که این دنیا همش رنگِ ؟


تو این دریای چشمای سیاهو پس چرا داری؟



Saturday, November 1, 2008

Monday, April 28, 2008

ش

آ هسته میگویمت و بی منت حرف زائد

بگذار ناشنیده من در پس بازدم های ابرگونت تار بماند


تا کسی را یارای دیدنش هم نباشد

.
.
.
من ، دلواپس ِ آنان ِ پشت پرده ام

Wednesday, February 13, 2008

روزتان مبارك







،و چه بسيار روزگارانيست كه دلبركان آشناي اينان

در جاهايي دور از اين ديار ِ بسيار دور

چيزي را به يادگار جا گذارده اند

،و ديگراني مثل همه ما

،مردمكان چشمان سو سوي خود را به اميد نگاهي

نگاهكي ويا حتي غباري

.نمي بندند

Tuesday, February 5, 2008

بي دست و پا، دل


بانو! معذور داريدم
.. كه پايم در گل است